X
تبلیغات
معماری، عمران و شهرسازی

معماری، عمران و شهرسازی
به وبلاگ معماری، عمران و شهرسازی خوش آمدید 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
1
1
1
1
1
1
2
2
1
1
1

[ ] [ ] [ مهدی ]
1
1

[ ] [ ] [ مهدی ]
2

[ ] [ ] [ مهدی ]
1
1

[ ] [ ] [ مهدی ]
1
1

[ ] [ ] [ مهدی ]
1
۱
[ ] [ ] [ مهدی ]
1
1

[ ] [ ] [ مهدی ]
2
2

[ ] [ ] [ مهدی ]
2
2

[ ] [ ] [ مهدی ]
1
1

[ ] [ ] [ مهدی ]
1
[ ] [ ] [ مهدی ]
1
1

[ ] [ ] [ مهدی ]
1


[ ] [ ] [ مهدی ]
1
1

[ ] [ ] [ مهدی ]
1
1

[ ] [ ] [ مهدی ]
برای دانلود اینجا را کلیک کنید.
[ ] [ ] [ مهدی ]

حکمت نور

حقیقت عالم معنی خود را به زبا ن رمز و تمثیل بر ساکنان عالم خاکی متجلی می سازد و به هر ملت به زبانی مناسب با احوال و روحیات آنان سخن می گوید ،در ایران شاید مهمترین تمثیل جهان مینویی نور باشد که آنچنان در دل ایرانیان جای دارد که فضای برونی و درونی آنان را از ولادت تا مرگ تعیین می کند و بر روحیه آنان اثر می گذارد . همان نور بود که اساس آئین زرتشی قرار گرفت و در قران کریم پروردگار متعال خود را نور آسمان و زمین می خواند و همه عالم تجلی نور پروردگار است.(ایران پل فیروزه ص 76 )

ذات نور مطلق اول خداوند مستمرا در حال درخشندگی است و نور افشانی،از تجلی این نور است که همه چیز به وجود می آید.یعنی اینکه با شعاع خویش آنها را حیات می بخشد. همه اشیاء عالم از نور ذات او سرچشمه گرفته اند و همه زیباییها و کمالات عطیه ای از مخزن بی کران وی می باشند و حصول کامل به این مرتبه از اشراق به رستگاری کامل است. (حکمت الاشراق –سهروردی ترجمع خانم اسمیت .خواندنی های عرفانی در اسلام – ص 79) 

امر ظهور جهان جز نور او نیست .چنانکه شیخ محمود شبستری می فرماید:

جهان جمله فروغ نور حق دان       حق اندر وی ز پیدایی است پنهان

چون نور ندارد نقل و تحویل         نیاید اندر او تغییر و تبدیل (گلشن راز)

"روشنایی" کالبدی است مادی برای بزرگترین نیرویی که حواس انسان توان دریافت آنرا دارد و می توان امیدوار بود که نیروی رمز آلود خود را تا به افق های آینده حفظ کند. منطقی به نظر نمی رسد که تصور کنیم اصلی ترین کاربرد آن تنها قابل رویت نمودن پدیده های مادی جهان باشد . بلکه به نظر می رسد که پیش از آن،میلی بشری که نور همیشه نماد آن بوده است او را به دنبال روشنایی می کشاند  میل دستیابی به حقیقتی وسیع تر و باز به نظر منطقی نمی آید که نسبت به این نماد حقیقت در معماری آینده بی اعتنا یا کم التفات باشیم .

مجموعه اداکات ما .مملو از نمادهای قراردادی است .اما نور نمادی است که به صورت طبیعی و نه قراردادی در ناخوداگاه جمعی انسان جای دارد .نور همواره رمز "حقیقت" بوده است.(رضوی .نیلوفر –معماری مساجد .مجموعه مقالات .دانشگاه هنر 1379.جلد 1-ص 332 )

گریز از تاریکی و ظلمت در پناه نور و پذیرایی رنگ گشتن در دل بیرنگی ها و استفاده گاه و بی گاه و غیره منتظره در پیدایی فضای ملکوتی با ایجاد فضای مکث و نور غیر مستقیم و لایه لایه کردن نور و فضا و  رنگ و ....از نکاتی است که معماران برای افزایش معنویت فضای معمارنه خود بکار گرفته اند.

 

[ ] [ ] [ مهدی ]

 بررسي تطبيقي مبحث نور در فلسفه و عرفان ايراني



در فرهنگ هاي كهن، نور، مقدس و وجودش پاك كننده و حياتبخش و سرچشمه اش پرستشگاه بوده است. فرزانگان يونان باستان، از جمله فيثاغورس، دموكراتيوس، افلاطون و ارسطو هر يك درباره نور بحث هاي فراوان دارند. در فرهنگ و تمدن اسلامي- ايراني نورشناسي جايگاه ويژه اي دارد و اعتقاد بر اين است كه ترجمه كتاب المناظر ابن هيثم علم نورشناسي را به اروپا منتقل كرده است.
در تعريف نور در تفسير الميزان چنين آمده است:
نور معنايي معروف دارد و آن عبارت است از چيزي كه اجسام تيره را براي ديدن ما روشن مي كند و هر چيزي به وسيله آن ظاهر و هويدا مي گردد، ولي خود نور براي ما به نفس ذاتش مكشوف و هويداست و چيز ديگري آن را ظاهر نمي كند، پس نور عبارت است از چيزي كه ظاهر بالذات و مظهر غير است. )مظهر اجسام قابل ديدن است
در تصوف و عرفان نيز بحث درباره نور جايگاهي ويژه دارد. عرفايي چون سهروردي، قطب الدين شيرازي، نجم الدين كبرا، ابوحامد غزالي و شيخ نجم الدين رازي درباره نور بحث هاي بسيار جالب و قابل تاملي دارند. مطلبي كه از پي مي آيد نگاهي دارد به مبحث نور در آراي عارفان و فيلسوفان ايراني كه از پي مي خوانيم

 

مصادیق معماری ایرانی

در معماری اسلامی ایران نور جایگاهی ویژه و یگانه دارد و سایه از آن جدایی ناپذیر است .نور در معماری اسلامی تداوم ساختار فضایی است و از فضا جدایی ناپذیر است و به عیارتی دیگر کامل کننده آن است و مکمل آن محسوب می شود .معماری اسلامی را  بدون حضور نور و سایه نمی توان معنا کرد.غیا آن حفره ای سیاه ،فضا را خالی از معنا می کند.

نور و ماده در معماری ایرانی لازم الوجود یکدیگرند و ماده به کمک نور و در قالب هندسه روشن و صریح استعلا می یابد و خود را فارغ از سنگینی می کند،سبک می شود و روح توحیدی را متجلی می سازد . نور و سایه در فضاهای معماری ایرانی عملکردی چندگانه دارند و به فضا کیفیت می بخشد وبه آن تنوع می دهد .ما را از زمان آگاه می سازد و....و بالاخره فراخور عملکرد آن فضا (ساکن یا پویا) آنرا باور می سازد .می توان کیفیات مهم و خصوصیات مختلف نور و سایه و عملکرد آن را در معماری اسلامی ایران به شکل زیر برشمرد:      

-شفافیت          - تنوع           - هویت بخشی           –تجلی هندسه   

-سبک شدن      -تمرکز          -معنابخشی               -آشکارگی نظم

-استعلا            -تعادل           -تکامل                   -حرکت از ماده به معنا

-پویایی           –تداوم           

[ ] [ ] [ مهدی ]

مباحثي از نور وعرفان درمعماري ايراني و اسلامي

معماري اسلامي ، به ويژه در ايران ، اهميت خاصي براي نور قائل است. درون مسجد گويي نور در صور مادي تبلور يافته واين صورت ها انسان مومن را به آيه نور در قرآن متذكر مي شوند. در ايران به دليل تابش شديد آفتاب در اكثر نقاط آن وآسمان بلورين اين فلات مرتفع ، نياز به نور در فضاهاي زيستي بخش تفكيك ناپذيري از زندگي مردم در طول تاريخ بوده است ، بي جهت نيست كه اديان پيش از اسلام در ايران ،به خصوص آيين زرتشت ، تمثيل نور را براي تبيين تعاليم خود به كار مي گرفتند و در دوره اسلامي هم ، حكمت اشراقي سهروردي در اين كشور گسترش بيشتري يافت.

نور برجسته ترين ويژگي معماري ايراني است ، نه فقط به عنوان عنصري مادي ، بل به مثابه تمثيلي از « وجود »و «خرد الهي». نور جوهري معنوي است كه در غلظت وتيرگي ماده نفوذ مي كند وبه آن كرامت وشايستگي مي بخشد تا نفس بشري در آن آشيان كند ، نفسي كه خود ريشه در عالم نور دارد ، كه تشنه همان روح است.

هنر اسلامي همواره در پي آن بوده است ، تا فضايي بيافريند كه در آن بر سرشت موقت وگذراي اشياء مادي تاكيد شود وتهي بودن اشياء مورد توجه قرار گيرد. اما اگر قرار بود اشياء به كلي غير واقعي ومطلقا هيج باشند ، در آن صورت اصولا شيئي وجود پيدا نمي كرد وهنري نبود كه درباره آن بحث شود. اما واقعيت امر در تماميت خود دربردارنده جنبه وهمي اشياء  ، اشياء به مثابه بازتاب ها ومظاهر مثبت مراتب عالي تر هستي ، ونيز خود حقيقت مطلق است. بايد بر هر دو اين جنبه ها تاكيد شود ، يكي با فضاي خالي متناظر  است ، ديگري با ماده ، شكل ، رنگ و... فضاي مثبت كه در اثر هنري به كار مي آيد. اين دو دركنار يك ديگر تجسم بخش هستي كامل هر شيء زداينده عدم واقعيت آن ومبين واقعيت ذاتي آن در مقام مظهري مثبت كليتي هماهنگ هستند. كنارهم قرار گرفتن اين دو جنبه را به روشني مي توان در نقوش اسليمي كه مشخصه هنر اسلامي است مشاهده كرد ، كه در آن فضاي منفي وشكل مثبت به طور برابر نقشي اساسي دارند. نقوش اسليمي اين مكان را براي فضاي خالي فراهم مي آورد كه به قلب ماده نفوذ كند ، تيرگي را از ان بزدايد و آن را در برابر نور الهي شفاف سازد. به مدد استفاده از اسليمي به شكل هاي مختلف ، فضاي خالي در وجوه گوناگون اسلامي وارد مي شود واشياء مادي را از ثقل خفقان آورشان رها مي سازد وبه روح اجازه مي دهد تا تنفس كند وبسط يابد.

معماري قدسي اسلام پيش از چيز در وجود مسجد متجلي است ، كه خود تجسم بازآفريني  و تكرار هماهنگي ، نظم وآرامش طبيعت است ، كه پروردگار آن را به مثابه خانه هميشگي مسلمانان براي عبادت تعيين كرد.

مسلمانان با نماز گزاران در مسجد سنتي ، به تعبيري به آغوش طبيعت بازمي گردند. اين ارتباط فقط بيروني نيست ، بلكه از طريق پيوندي دروني ، مسجد را به اصول و ريتم هاي طبيعت مربوط كرده و فضاي مسجد را با آن فضاي مقدس خلاقيت ازلي متحد مي سازد ، تا آن جا كه طبيعت بكر توانسته در برابر حملات انسان پر و مته وار دوام آورده ، در حضور الهي كه آرام مي بخشد ودر عين حال موجب وحدت روح مي شود ، گسترش يافته وهم چنان گسترش مي يابد. معماري قدسي اسلام ، به واسطه فرمان الهي كه طبيعت را عبادت گاه مسلمانان قرار داده است. به گسترش طبيعت مخلوق پروردگار درچهارچوب محيط مصنوع دست انسان تبديل مي شود. معماري قدسي اسلامي از اين طريق وحدت ، درهم تنيدگي ، هماهنگي وآرامش طبيعت ، حتي در حيطه شهرهاي بزرگ وكوچك ، مشاركت مي كند. در واقع مركزي مي شود كه اين كيفيات به واسطه آن دركل محيط شهري سريان مي يابد. فضاها وشكل هاي بزرگ وكوچك سنتي به تعبيري گسترش وامتداد مساجد محسوب مي شوند ، از پيوندي ارگانيك با آن بهره مندند و درست به همان ترتيب كه كل شهر در تبرك ناشي از تلاوت قرآن وپخش اذان از محوطه مسجد شريك مي شود ، در خصلت تقدس بخش و وحدت آفرين آن مشاركت مي كنند. با بناكردن مسجد به صورتي كه تداوم طبيعت ازلي باشد ، اسلام بر فطرت نخستين انسان تاكيد مي كند. اسلام با برانگيختن انسان از روياي نسيان ، در جست وجوي احياء وتاييد مجدد فطرت اوست واز اين طريق ، آگاهي نسبت به حقانيت پروردگار يكتا يا قادر مطلق را در درون او برمي انگيزد ، همان آگاهي اي كه جوهره اصلي انسان ازلي را تشكيل مي دهد وعلت وجودي هستي بشري است

[ ] [ ] [ مهدی ]

انواع تزئینات معماری اسلامی ایران :

انواع آجرکاری- گچبری –کاشیکاری- حجاری- منبت کاری- آینه کاری- ونقاشی طرح های گیاهی و هندسی- خطاطی

گونه های مختلف آجر تزئینی :

·        آجر واکوب وآبمال:  آجر صاف جهت نمای ساختمان - نمونه : نمای گنبد قابوس
2- آجر پیش بر: خشتی که هنوز خشک نشده بوسله برنده برش میدادند.
3- آجر مهری : دارای نقوش برجسته یا  فرو رفته  نمونه : مسجد جامع گناباد  دوره سلجوقی-گنبد سلطانیه – مسجد جامع یزد -ایلخانیان ، نمونه هایی در یزد وکاشان و تهران  قاجاریه
4-آجر تراش :عبارتند از نیمه(2/1) – (آجری که از قطر به دو نیم چارکه (4/1)-قناس شده )- آجر قفلی، (آجری که 4/1 آن از گوشه بریده شده ) – آجر قلمدونی (3/1 آجر ) – دو قدی ( 8/1 آجر –کلوک (16/1 آجر )- آجر فلکه (آجر تراشی که دو مثلث از دو گوشه آن بریده شده) – آجر قاشقی ( بریدن مورب گوشه ای یا لب پخ )
5-آجر تزینی قالبی و تراش :مخصوص دوره قاجارمی باشد . در شکل های هندسی و غیر هندسی
6- آجر آبساب :پس از تراش در آب می خیسانند بعد کناره های آنرا می سابند به نما جلوه میدهد . نمونه در گنبد سلطانیه
7- آ جر قواره بری : یکی از شیوه های آجر تراش است که در آن به جای نقش از قطعه مستقیم آجر استفاده می کنند . رواج آن در دوره قاجار می باشد.

گوشواره :

گوشواره یا طاق روی گوشه عنصری قبل از اسلام اساسا برای تعبیه یک گنبد مدور روی پلان مربع کار گرفته شده است . نمونه : مسجد جامع اردستان- تالار مربع جامع قزوین – مقبره ارسلان جاذب – مسجد علی اصفهان

 

مقرنس :

در سطوح مقعر گوشه هایی در زیر سقف ایجاد می شود که منشا  بوجود امدن آن گوشواره ها هستند. مقرنس ربع گنبد است .
سه نوع مقرنس وجود دارد:
1- مقرنس جلو آمده
2- مقرنس روی هم قرار گرفته
3- مقرنس معلق


 طاقنما :

نمائی که حالت قوسی طاق را می نمایاند بیشتر برای برجسته نشان دادن پنجره ها مورد استفاده قرار می گیرد.


نغول :

بمعنی گودی بکار می رود. همانند طاقنما می باشد .اغلب دارای شکل هندسی مستطیل یا مربع می باشد.در بالای سردرها وحاشیه زیر گنبد کاربرد دارد.

نمونه : ایوان شمالی مسجد گناباد – گنبد سرخ مراغه ترکیبی از طاقنما ونغول


انواع آجر کاری،  چیدمان آجر:

1- رگ چینی : شامل راسته – کله – قد نما یا هره – خواب نما –لاریز – نیمانیم – سه باریک
2- گل انداز : نمونه در ازاره خانه های یزد – در نمای بناهلی شیراز
3- گره سازی : نمونهدر گور امیر در سمرقند – داخل بنای سنگ بست – سر در مسجد جورجیر-  مسجد جامع ورامین – مسجد گوهر شاد – مدرسه غیاثیه خرگرد
4-  آجر کاری رنگی یا گره سازی: نمونه در سید علا, الدین حسین – مدرسه خان – شاهچراغ – مسجد وکیل – علی بن حمزه – مسجد مشیر
5-  آجر کاری خفته و رفته ( پتکین )
6- خوون چینی
7- مهری چینی

گچبری : گچبری به دو صورت انجام می گرفت

1- گاه بر روی آجر وصورت روکش دیوار
2- گاه بعد از اتمام ساختمان به شکل حاشیه یا فتیله ای


طبقه بندی موتیف های گچبری:
الف ) هندسی
ب) نقوش گیاهی
ج) نقوش حیوانی وانسانی و تلفیق هر دو
د) نقش خط وکتیبه

نمونه بیشتر در کاخ ها ی تیسفون – چال ترخان ری – کیش – بیشابور  نمونه های دوره اسلامی در مسجد جامع اصفهان – مسجد جامع نائین

سفا ل :معروفترین آثار سفال مربوط به دوره سلجوقی می باشد.

نمونه در مسجد علویان همدان – تپه حصاردامغان – طاقچه های کاخ چال ترخال ری



کاشیکاری : از کاشی بعناوین زیر بهره گرفته شده :

1-کاشی یکرنگ : نمونه در مسجد جامع قزوین – تبریز – مقبره امیر اسما عیل  مجموعه سنگ بست – مناره مسعود غزنوی – گنبد کبود مراغه – مناره مسجد  جامع دامغان – برج رادکان خراسان – مسجد جامع گناباد و...

2-کاشی معرق : نمونه در غیاثیه خر گرد ( 848 هجری ) – مسجد گوهر شاد ( 821 هجری )و مسجد کبود (  870 هجری ) – مسجد شیخ لطف الله – مسجد امام ( شاه ) و مدرسه چها باغ
3-کاشی هفت رنگ : نمونه در مسجد سپهسالار – مسجد امام ( سلطانی ) سمنان  - مسجد شاه قزوین – گنبد مسجد کبود
4-کاشی طلائی : نمونه در حرم امام رضا (ع) – مرقد حضرت معصومه (ع) - امامزاده یحیی در ورامین

5- کاشی با تلفیق آجر :نمونه در مسجد جامع اشترجان – مسجد جامع ورامین -
گنبد سلطانیه – مدرسه خان شیراز- مسجد وکیل و...

6- نوشته های کاشی

منبت و کنده کاری چوب :کاربرد چوب در منبت - مشبک - معرق – کنده کاری – خاتم سازی و نقاشی می باشد. نمونه کنده کاری در مساجد اصفهان – مدرسه شاه سلطان حسین – آرامگاه شاهزاده حسین در قزوین
منبت کاری : نمونه در منبر مسجد نائین – صندوق حضرت عبدالعظیم – منبر سوریان شیراز
خاتم سازی : طریقه ساخت خاتم آن است که انواع گوناگون مصالح مورد نیاز این فن را از طلاو نقره و برنج گرفته تا استخوان و صدف وعاج و چوب های گوناگون را بصورت میله ای باریک در آورند. سپس با قرار دادن این مفتولها در کنار هم انواع گلها از شش گوشه تا دوازده گوشه بوجود میاورند.



معرق روی چوب
آئینه کاری :اولین بار درقزوین پایتخت شله طهماسب اول و دیوانخانه – کاخ هفت دست – کاخ چهلستون و ایوان حضرت معصومه

 

[ ] [ ] [ مهدی ]

•        عنوان تحقيق :

•  Title Research

 

کيفيت نور طبيعي بر نحوه ادراک حسي فضاهاي داخلی محیط های مسکوني

“Quality of natural light on how sensory Adrk architectural space  With emphasis on residential areas”

 

•        واژه هاي کليدي  :

•  Keywords

نور طبيعي، فضاي معماري، ادراک حسي و فضاي مسکوني

•         چکیده:

•  Abstract

نور پدیده ای است که با وجود پیشرفت علوم و فنون هنوز ماهیت آن برا ی بشر مشخص نشده است .البته دانشمندان با بررسی نور در موقعیت های مختلف ،پی به اکثر خواص نور برده اند ،به طوری که امروزه ما قادریم رفتار نور را در اغلب موقعیتها بر رفتار انسانها پیش بینی کنیم .این پیش بینی ما رهنمون ما در عرصه نورپردازی ماثرخواهد بود.

نور یکی  از عوامل موثر بر ارزس فضایی است و این عامل به این دلیل پر اهمیت است که قادر به تاثیر گذاری برادرک حسی در رفتار های انسان می باشد. کم و زیاد شدن نور بر انسان تاثیر می گذارد و این تاثیر کمابیش ناآگاهنه خلق و خوی انسان را تغییر می دهد .نور به رغم ماهیت غیر مادی و روحانیش از مقصود معماری جدایی ناپذیر است.چرا که معماری با وجود ویژگی های فیزیکی و عملکردش می تواند نشانگر دریافتی زیباشناسه باشد ،و با بهره گیری از نور به عنوان عنصری بنیادی حال و هوایی را خلق کند و عواطفی را برانگیزد .معمولا در معماری از نور تعابیری انتزاعی (متافیزیکی)،فلسفی،نمادین و علمی می شود و هر یک از این تعبیرها نیز بسیار موثر است.در بناهای مسکونی میان راه حلهای معماری نور و آرمانهای انتزاعی یا متافیزیکی بیشتر به چشم می آید.

احساسات ، کنش ها ،دریافت و همچنین تندرستی انسان ،از نور و روشنایی تاثیر می گیرد.روشنایی با کیفیت خوب ،می تواند کارایی دید" Visual performance  " و عملکرد دیداری را تقویت و حس افرد را تقویت نماید از طرف دیگر روشنایی نامناسب ممکن است ناخوشایند و تشویش آمیز باشد یا حتی مانع کارآیی دید شود.

بينايي که مهم ترين حس انتقالي در ميان ديگر حواس انسان مي باشد در منتقل کردن احساسات مختلف و ادراکات گوناگون به مغز انسان نقش بسزايي دارد.در اين نقل و انتقال عناصر و عوامل بسياري از جمله محيط و فضاهاي پيرامون انسان و به ويژه "نور"از اهميت برخورداراست.هدف از این تحقیق اهمیت و تاثير نور در فضاهاي داخلي با توجه به تاثير پذيري در نحوه درک حسی  از نور مي باشد.همانگونه که اصل آفرينش و بقاء و حيات موجودات بر پايه و اساس و پديده نور ادامه مي يابد.بايد به اين مهم که يکي از عوامل حياتي بيشتر پرداخته شود.

نور، اولين شرط براي هر نوع ادراك بينايي است . در تاريكي مطلق ، ما نه فضا را مي توانيم ببينيم و نه فرم و رنگ را . اما نور تنها يك ضرورت فيزيكي نيست . بلكه ارزش روانشناختي آن يكي از مهمترين عوامل زندگي انساني در همة زمينه هاست .در اين مقاله که صرفا به خاصيت نور طبيعي پرداخته مي شود سعي بر آن است که نقش"نور" در،درک حسی معماري فضاهاي مسکوني و بهره برداري از نور در طراحي ها و ايجاد فضاهاي مطلوب و همچنين ارتبط محيط و فضاهاي پيراموني با توجه به اهميت فوق العاده و تاثير پذيري انسان از محيط ،بررسي مي گردد.

 

•        بيان مسئله:

•  Speech problems

         متغيير ها

متغيير مستقل:  نور طبيعي

متغييروابسته:  ادرک حسي در فضای کالبدی

 ادراک  بینایی یا دریافت پیام های تصویری تابع چهار عامل است :

1)زمان : هنگامی که پیام به شبکیه می ر سد.

2)جای جسم مورد مشاهده .

3)شدت نور :کمی یا زیادی شدت نور هر دو ادراک بصری را محدود می کنند.

4)رنگ : تشخیص رنگ تنها د رمحدوده خاصی از روشنایی امکان پذیر است.

شدت نور و بخصوص نور طبيعي عاملي است : اگر نور وجود نداشته باشد نه محل جسم قابل تشخيص است و نه رنگ آن.نور و بخصوص نور طبيعي عاملي است بي ثبات:  بر حسب زمان و موقع سال و نيز وضع هوا ، وضع نور نيز تغير مي كند . با تغيير نور ادراك ما از محيط – و به ناچار از يك ساختمان – نيز تغيير مي كند . به علت تغيير دائمي نور طبيعي ، آدمي وابسته به جريان طبيعي زمان است كه براي او در اين موارد وسيله قياس است و اختلاف اصلي نور طبيعي و مصنوعي نيز از همين جا ناشي مي شود: از نظر فيزيكي ايجاد كمييت بهينه براي نور از نظر مقدار ، شدت ، رنگ و گرما و غيره – با نور مصنوعي كاملاً امكان پذير است ولي تقليد از تغييرات هميشگي نور طبيعي براي ما خاصيت يك زمان سنج طبيعي را دارد كه نور مصنوعي مطلاقاً فاقد آن است . فرم خارجي يك ساختمان با روشنائي روز براي ما قابل تشخيص مي شود و درست همين مطلب هنگام طرح يك ساختمان ايجاد مشكل مي كند : محل ، اندازه ، فرم و جنس آن بايستي در مرحلة طرح ريزي دقيقاً مشخص شوند . محل خورشيد را – كه منبع اصلي نور طبيعي است – مي توانيم از قبل براي هر ساعتي از روز و هر روزي از سال حساب كنيم . اما مقدار نور و عوامل مؤثر بر آن  مانند ابر ، باران يا مه و غيره و همچنين اثر اجتماعي – رواني اين عوامل بر روي بيننده را نمي توانيم از قبل پيش بيني كنيم . همگي اين عوامل مجهولات ما در هنگام طراحي مي باشند .

نور پردازي طبيعي فضاي داخلي :

ارتباط مياني بين درون و بيرون بر پايه دو عامل است : نور يا به عبارت ديگر مقدار نور طبيعي اي كه از بيرون به درون ميتابد و آزادي ديد چه از درون به بيرون و چه بر عكس .آزادي ديد خواسته يا ناخواسته به معني وجود نور است اما وجود نور هميشه به معني آزادي ديد نيست . به طور كلي سه امكان براي نور پردازي طبيعي وجود دارد :

الف ) از طريق روزنامه ها فقط نور به درون راه دارد .

ب) علاوه بر ورود نور ، راه ديد به بيرون نيز باز است .

ج) هم نور به داخل مي آيد و هم امكان ديد از هر طرف وجود دارد .

گاهي تلاش مي شود كه براي نور پردازي فضاهاي داخلي از نور طبيعي نيز استفاده مي شود . نياز به نور در فضاهاي داخلي بر حسب نوع استفاده آنها متفاوتند . قطعاً استفاده از تاريك و روشن شديد (كنتر است ) ، در غير مواردي كه به دلايل خاصي براي آن لزومي باشد ، نا مطلوب است چرا كه كنتر استن شديد باعث خستگي مكانيسم ادراك بينايي مي شود . تجربيات به اثبات رسانده اند كه هر چه فضا روشن تر باشد ، محيط دلپذيرتري احساس مي كنيم اما با گذشتن مقدار شدت نور از حدي معيين نور مي تواند نا مطلوب شود.

هر چه روزنه بزرگتر باشد حال و هواي فضاي داخلي بيشتر تحت تأثير محيط خارج قرار مي گيرد . حد نهائي اين حالت هنگامي پيش مي آيد كه دور تا دور فضا با شيشه پوشيده شده باشد و نور از همه طرف امكان تابيدن به داخل را داشته باشد . چنين فضاهائي وابستگي مطلق به شرايط و تغييرات محيط بيروني دارند و در آنها شرايط نور درون شباهت كامل به محيط بيرون دارد . هر چه ديوارها شفاف تر باشند كنترل نور طبيعي در فضاي داخلي مشكل تر مي گرد

عملکرد چشم انسان

چشم انسان ،یک سیستم اپتیکالی کامل است .امواج نوری از شیءخارجی به چشم رسیده و پس از عبور از قرنیه  به شبکیه می رسد.حساسیت چشم افراد به طور کلی در برابر طیف نوری قابل رویت به طول موج نور بستگی دارد.

احساسات ، کنش ها ،دریافت و همچنین تندرستی انسان ،از نور و روشنایی تاثیر می گیرد.روشنایی با کیفیت خوب ،می تواند کارایی دید Visual performance   و عملکرد دیداری را تقویت و حس افرد را تقویت نماید از طرف دیگر روشنایی نامناسب ممکن است ناخوشایند و تشویش آمیز باشد یا حتی مانع کارآیی دید شود.امکان دید :عبارتست از توانایی اخذ اطلاعات ،از میدان دید ،این امر شرط اساسی برای نور پردازی با کیفیت بالاست ،کنتراست فدرخشندگی ،مدت رویت و اندازه اشیاء،مهمترین متغییر هایی هستند که بر امکان دید اشیاء تاثیر می گذارد.

يکي از عوامل تاثير گذار بر استفاده کنندگان از هر فضا و خواص مربوط به واکنش اجسام موجود در آن فضا در برابر تابش نور است .به عبارت ديگر .نور عملا بخشي از معماري است و ازمقصود معماري جدايي ناپذير ميباشد .نمي توان معماري را بررسي کرد و ازنقش مهم نور و طرز برخورد معماري که مصنوع بشر است با اين پديده غافل شد .نور چه به صورت طبيعي وچه به صورت مصنوعي .نقش مهمي در تشخيص احجام .رنگ و بافت معماري مورد رويت دارد گرچه براي مورد رويت قرار گرفتن نيز،.نيازمند نور است. موضوع نور در فضاي مصنوع تنها به يکي از محدوده هاي فضاي درون بنا،.نور طبيعي،روز يا  شب محدود نيست .

 پرسش های تحقيق

•  Research Question

پرسش اصلي :

1.       آیا نور بر چگونگی ادارک  تاثیر دارد؟

 پرسش های تابع:

1.       تاثير نور در فضاهاي معماري بر اداک حسی و رفتارهاي انسان چگونه است؟

2.       آيا درک فضاي معماري با کيفيت نور طبيعي رابطه مستقيم دارد؟

3.       آيا نور مي‏تواند حصار فضاها را ممکن و يا معني‏دار کند؟

 

•        ضرورت تحقيق:

•  Research Needed

 

اهميت و ضرورت تحقيق جاي نماينگر مي شود که خانه امروزي ديگر ضامن سکونت در آرامش و امنيت افراد نيستند در واقع يکي فقدان رابطه بين خانه با همه هستي و عالم وجود دارد که منجر به پرورش يافتگاني شده است که زندگي در فضا را تجربه کرده اند نه زندگي با تصاوير .در نتيجه سکونتي فقير و ناچيز هستند گرچه خانه هايشان گران قيمت است .

خانه هاي امروزي کمتر فاقد آرامش.احساس تعلق به مکان .گرمي و صميميت.احساس امنيت مي باشد که سرانجام به نحوه فضا سازي در معماري با استفاده از نور طبيعي مي توان طوري فضاسازي نمود که سرانجام محل سکونت داراي کيفيت زندگي در فضاهاي مسکوني باشد.

•        فرضيات تحقيق:

•  Hypotheses  

  • به وسيله نور پردازي مي توان در جهت درک حسی فضايي تلاش نمود.
  • به وسيله نورپردازي در هنگام شب مي توان نسبت ايجاد محيط با تعريف متفاوت با هنگام روز اقدام نمود.
  • استفاده از نور طبيعي به وسيله نوع معماري و استفاده از عناصر جزئيات مي تواند کارايي فضاها را افزايش دهد.
  • تأثير ترفندهاي نوري کمتر از ترفندهاي هندسي و صوري نيست.
  • اشکال هندسي در نورهمان اشکال هندسي در تاريکي است اما فضاهاي ساخته شده کاملاً در نور و بي‏نوري تغيير مي‏کند.ارتباط هندسي از تعاريف و قواعد و قضاياي هندسي به وجود مي‏آيد.

•        اهداف تحقيق:

•  Research Objectives

  • اهداف اين پژوهش نظري و کاربردي بوده است و هدف ازآن تدوين يکسري اصول که هدف آن تدوين آن اصول کابردي است.
  • در واقع هدف اصلي اين پژوهش بررسي تاثير گذاري نور در ایجاد حس در خانه بودن به عنوان يک نظريه کيفي در زمينه خانه و مسکن مي باشد. تا بتوانيم احساس تعلق به مکان به منصه ظهور بگذارد.که سرانجام به نحوه فضا سازي در معماري با استفاده از نور طبيعي بتوان طراحي نمود.

 

  • سوابق تحقيق: (حوزه نظري و حوزه کاربردي)

•  Research   Experience

 تحقيقات بيشماري در مورد تاثيرات نور بر فضاهاي معماري صورت گرفته است .ونظریه پردازان زیادی درهردو حوزه اظهار نظر کرده اند.

انسان که خود آفريننده نور است .بقاء و سلامت جسمي و رواني و اخلاقي اش نيز در گرو نور مي باشد. هدف از اين تحقيق تاکيد بر ارتباط حفظ تعادل رواني .اخلاقي و سلامت جسماني و رشد وشکوفايي و خلاقيت و کيفيت زندگي انسان به سبب تاثير پذيريهاي محيطي و نيز نور مي باشد."الله نور السموات و الارض" به نظر مي رسد که اصل و مبدا هستي و پيدايش کائنات بر پايه و اساس نور است.

در ادبيات جهان داستانها و تعاريف و تعابير استعاره اي هميشه .گرمي با روشني ونور.و سردي با تاريکي و سياهي همراه بوده است .اين مبحث صرفا به نورهاي مرعي پرداخته و به مباحث ديگر از قبيل:نورهاي نا مرعي مانند پرتوهاي فرابنفش و غيره که چشم انسان قادر به ديدن آنها نيست نمي پردازد. بشر از مدتها قبل از خواص متافيزيکي نور مطلع بود .جايگاه نور در ساختمانهاي باقي مانده از دوران گذشته و نيز از مراسم هايي که در تاريخ عمر بشر صورت گرفته  مشخص مي باشد.شبها نيز آتش روشني بخش زندگي بشر بوده است و با ايجاد نور ملايم و زيبايش خود به ايجاد محيط دل انگيز کمک مي نومده است.

در مصر باستان نيز نور داراي اهميتي ويژه بوده است. بنا به موقعيت سرزمين مصر ، شدت نور و در نتيجه تضاد ميان سايه و روشن بسيار زياد مي باشد . فرم هاي صريح و هندسي كه در معماري مصر از آن استفاده مي شده است با گوشه هاي تيز و دقيق در زير نور شديد اثري خاص داشته اند . گفته لوكوربوزيه در مورد نور و سايه در اينجا اعتبار بيشتري مي يابد كه : «معماري بازي هنرمندانه دقيق و خيره كننده مجموعه اي از اجسام ساخته شده در زير نور است . چشم هاي ما براي اين آفريده شده اند كه فرم ها را زير نور ببينيم : اين سايه و روشن ها هستند كه فرمها را در مقابل ما برهنه مي سازند . مكعب، مخروط، كره ، استوانه و هرم اولين فرمهائي هستند كه نور آنها را به ما عرضه مي كند . تصاوير آنها ناب ،، ملموس و صريح هستند» اگروتر ص 451 برای انسان نخستین ،نور بعنوان وسیله ای برای محاسبه ،زبان محسوب می شد .اشعه های پرانرژی نور ،که از فاصله دور خورشید به زمین منعکس می شوند ،نوری که  از نظر جهت زاویه و شدت تغییر می کند و این تغییرات به مکان ،فصل و زمان روز بستگی دارد.این امکان را به انسانی که در داخل آن سکونت داشت می داد که وجودش را در ارتباط با محیط اطرافش درک کند و بفهمد.

نور از دیدگاه تادائو آندو

نور سرچمه وجود همه هستی است با روشن کردن سطح اجسام ،نور به آنها پیرامون و یک محیط مرعی را اهدا  میکند و جمع شدن سایه در پشت آنها ،به اجسام عمق می دهد .اجسام تنها در مرزهای روشنایی و تاریکی است که معنی پیدا می کنند و شکل خود را بدست آورده و نشان می دهند ،روابط داخلیشان کشف می شود و مانند حلقه های زنجیر تا بی کران بهم مربوط می شوند .نور به اجسام ،استقلال و خودمختاری می بخشد و همزمان وابستگی های آن را محدود می کند ما حتی می توانیم اینطور بیان کنیم که نور به هر شی ء در محیط پیرامونش آنقدر ترفیع می دهد که آن شی ء کاملا مشخص شده و با سایر اشیاء فرق کند .نور این خالق وابستگی ها و ارتباطاتی که جهان را شکل می دهند ،در حالیکه خود نیز سرچشمه همه موجودات است.به هیچ وجه یک منبع ثابت و غیر منقول نیست .نور بیشتر دارای حرکت ارتعاشی است و در کنار تغییر دائمیش پیوسته جهان را تحت تاثیر خود قرار می دهد.

لوئي كان

 "ماده نور خاموش شده است. وقتی نور دست از نور بودنش بردارد ماده می شود . در سکوت ،تمایل به نهفته بودن است .بودن برای بیان چیزی ، در نورنیز تمایل بودن نهفته است ، بودن برای خلق کردن چیزی“

لوكوربوزيه

«معماري بازي هنرمندانه دقيق و خيره كننده مجمو عه اي از اجسام ساخته شده در زير نور است. چشمهاي ما براي اين آفريده شده اند كه فرمها را زير نور ببينيم: اين سايه و روشنها هستند كه فرمها را در مقابل ما برهنه مي سازند. مكعب ، مخروط ، كره ، استوانه و هرم اولين فرمهايي هستند كه نور آنها را به ما عرضه مي كند. تصاوير آنها ، ناب ، ملموس و صريح هستند».

نو ر از  منظر هنر

با نگاه به شیوه های پرداخت نور در هنر می توان دید بین تاریخ و تاریخ هنر رابطه های زیادی وجود دارد. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ،دانشمندان و هنرمندان به نور ،دو رویکرد متفاوت داشتند.اول اینکه کلرک ماکسول ،درباره ویژگی موجی نور نظریه ای ارائه کرد و معادلاتی به وجود آورد و در این نظریه اثرات میدانهای مغناطیسی و الکتریکی نور را به هم آمیخت .به این معنی که فهمید نور ،نوعی موج الترو مغناطیسی است .

معماری باید فضاهایی را بوجود آورد که در آنها خاصیت حیات بخش روح و نشاط انسان را از محیط زندگی روزمره اش آزاد کند .نور همان است که معماری را به سوی زندگی هشیار و بیدار می کند و به آن حیات می بخشد ،و همان است که به معماری قدرت و نیرو می دهد.

•        روش تحقيق:

•  Research Methodology

روش تحقيق در اين پژوهش با توجه به ماهيت آن ،کيفي و با رويکرد تفسير گرايانه ومطالعه موردي  مي باشد .

 

•         جمع آوري اطلاعات:

در روش تحقيق کيفي ،گسترده و سيعي از تدابير گردآوري داده ها کاربرد دارد در اين پژوهش با توجه به ماهيت آن از ابزار جمع آوري اطلاعات کتابخانه اي .اسنادي .آماري اطلاعات وپرسش از افراد جامعه مي باشد استفاده ميشود.

•           مطالعات میدانی:

گردآوری اطلاعات در این پروژه به صورت کتابخانه ای و مشاهدات میدانی و مصا حبه صورت گرفته است و اطلاعات حاصله از طریق روش علی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

•          مشاهده:

سنجش و ارزیابی در این پروژه از طریق مشاهده انجام گرفته که پژوهشگر به عنوان مشاهده کننده رفتار افراد حاضر مورد مشاهده مستقیم و غیر مستقیم قرار داده است .همچنین مشاهده از نوع توصیفی می باشد کا در این نوع مشاهده گر آنچه را می بیند دقیقا یاداشت می کند و از هرگونه اظهار نظر خودداری می کند .

واحد این نمونه برداری عامل زمان و رویداد خاص و فضای گوناگون می باشد.

•          مصاحبه و پرسش نامه:

در این روش مصاحبه انفرادی استفاده شده است به گونه ای که در مصاحبه و پرسش نامه به طرح چند سوال نظرات تک تک افراد را مورد ارزیابی قرار می گیرد .در این نوع مصاحبه با اینکه هدف مصاحبه مشخص است محدودیت خاصی در پرسش و پاسخ نیست و مصاحبه شونده بدون هیچ محدودیتی به بیان احساسات و عواطف خود می پردازد.

•        جامعه پژوهش:

•  The study

ü      با توجه به عنوان اين پژوهش جامعه پژوهش را کليه ساکنان انواع خانه هاي مسکوني وچه در مقياس ،آپارتماني و، ويلايي تشکيل مي دهد.

•        نمونه پژوهش:

•  Sampel study

 دراین پژوهش جهت بررسی سلسه رفتارهای ،ساکنان کلیه ساکنان زن و مرد در خانه های مسکونی که زندگی می کنند را شامل می شود.

تبرای انجام این پژوهش که براساس مشاهدات میدانی ونمونه موردی در فضاهای مسکونی صورت گرفته است چند نمونه از ساختمان های مسکونی مثلا واقع در خیابان ”سعدیه همدان ”به طور اتفاقی انتخاب گردیده و نحوه ادارکی نور توسط ساکنان در ساعات  مختلف  و درفضاهای داخلی گوناگون مشاهده و مورد بررسی قرار میگیرد.

مثلا:نحوه ادارک آقایان در ساعات 7-9-در اتاق خواب مورد بررسی قرار می گیرد

 

•        منابع :

•  Resources

•         گروتر .زيباشناختي در معماري .ترجمه جهان شاه پاکزاد و عبدالرضا همايون.انتشارات شهيد بهشتي 1375

•         بوا بن.زيبايي نور.ترجمه:پرويز قوامي . انتشارات شهید بهشتی1376

•         نادر اردلان.حس وحدت.حميد شاهرخ .نشر خاک .چاپ اول تهران

•         سيد هادي میرمیران:مجله معماري و شهرسازي42.43

•         فرم .فضا.نظم 1387.فرانسيس دي کچينگ،ترجمه زهره قراگوزلو،انتشارات دانشگاه تهران ،چاپ چهاردهم

•         لنگ ،جان 1381/آفرینش نظریه معماری –نقش علوم رفتاری در تبیین نظریه معماری –ترجمع دکتر علیرضا عینی فر –انتشارات دانشگاه تهران –چاپ اول

•         گلدشتاین ،ای ،بروس 1384/احساس و ادراک /ترجمه دکتر همایون  معین –انتشارات دانشگاه تبریز –چاپ اول

•         نمازیان .علی 1379/نیازهای روانی در رابطه با محیط مصنوع ،دانشگاه تهران

•         گلدشتاین.ای .بروس1384/احساس و ادراک –ترجمه دکتر همایون معین –انتشارات دانشگاه تهران.چاپ اول

•         چرمایوف .سرج الکساندر،کریستوفر1376/عرصه های زندگی جمعی و زندگی خصوصی –ترجمه منوچهر مزینی

•         آلتمن .ایروین 1382/محیط و رفتارهای اجتماعی (خلوت ،فضای شخصی، قلمرو و ازدحام)علی نمازیان-انتشارات شهید بهشتی

•         اونز.بنجامین – نور روز در معماری ،ترجمه دکتر شهرام پور دیهمی /تهران :نشر نخستین 1379

•         جورگولا،رومالدو-لویی کان ،ترجمه عبدالله جبل عاملی ،اصفهان :نشر خاک 1377

•         مجتبی پور ،رسول ،دو مقاله در شکل معماری نور و تزیینات –اصفهان مهندسان مشاور پلیشر ،1377

 

[ ] [ ] [ مهدی ]

خصوصيات شهر اسلامي

شهر اسلامي بايد چه خصوصياتي داشته باشد؟

شهروندان مسلمان در چگونه شهري آسايش و آرامش دارند؟

ج. شهر اسلامي معرف فرهنگ و تمدن و هنر معماري اسلامي است، و از جهت اسلوب شهرسازي، خانه سازي، عمارات و ابنيه از شهرهاي ديگر ممتاز است که اهل فن از همان کيفيت ساختمان و حتي ويرانه‌هاي آن، مسلمان‌نشين بودن آن را تشخيص مي‌دهند.

معماران و مهندسيني که در آثار تمدن اسلامي در شرق و غرب، مطالعه و تحقيق دارند مي‌دانند که در شهرسازي و خانه‌سازي و مسکن در سراسر جهان پهناور اسلام، تعليمات اسلامي تجلي يافته و شکوه و جلال خاصي به آن بخشيده است، لذا بايد اذعان کنيم که آنچه را حقير ارائه مي‌دهم صرفاً برداشتهاي کلّي است که کم و بيش از تعاليم اسلام در مورد مسکن و شهر و خانه‌سازي بيشتر به آن آشنا هستيد و اظهار نظر در ريزه‌کاريها و هنرنمائي‌هايي که معماران مسلمان با الهام از تعاليم اسلام در هزاران بناي تاريخي اسلامي نشان داده‌اند حق همان بزرگان فن است که در اين مجموعه بسيار وسيع تحقيق مطالعه کرده‌اند.

1. شهر اسلامي مشتمل است بر مساجد و مشاهد و گلدسته‌ها و مدارس و کتابخانه‌ها و مؤسسات خيريه و خدمات دهي مثل بيمارستان و درمانگاه و زايشگاه و يتيم خانه و کاروانسراها و مسافرخانه‌ها و اماکن ديگر که همه حتي مقابر و گورستانها به شکل خاص اسلامي خود تأسيس شده‌اند.

2. هنر معماري اسلامي و تزيين ابنيه مخصوصاً مساجد و مشاهد به آيات قرآن کريم و احاديث شريفه و خطوط خطاطان مشهور، شهرهاي اسلامي را در قاره‌هاي پنجگانه جهان و در همه کشورها با هم برابر و ملهم از فرهنگ واحد و تمدن واحد اسلامي قرار مي‌دهد.

3. در خانه سازي و نقشه مسکن و شهرسازي اصل مقدس حجاب و جدائي زن و مرد بيگانه در معاشرت‌ها و عدم اختلاط آنها ملاحظه مي‌شود و سبک معماري اسلامي بر اساس عدم اختلاط زن و مرد بيگانه است حتي خانه‌هاي کوچک داراي دو بخش مجزّا از هم، و داخل و خارج، و بيروني و اندروني است. متأسفانه در معماري جديد به تقليد از غربيها و جوامع مختلط غربي اين اصل رعايت نمي‌شود و بالطبع يک اختلاط غير اسلامي و گاه خطرناک فراهم مي‌شود. مهندسين و معماران متعهد و عزيز ما بايد بر اساس اين اصل نقشه‌هائي که از هر جهت حتي اقتصادي مناسب باشد در نظر بگيرند.

4. نصب پيکره‌ها بعنوان پرستش يا بزرگداشت اشخاص يک سنت جاهلي و بت‌پرستي و غربي و غير اسلامي است که در جهان پهناور اسلام متروک و موقوف است و اين امتياز هميشه براي شهرهاي اسلامي محفوظ بوده است. نبايد اين سنت غير اسلامي چهره شهرهاي مسلمانان را مشوّه و مشتبه سازد و در ميدانها و مراکز ديگر اين سنت مرده که چهارده قرن است اسلام آن را متروک نموده احياء شود.

5. در معماري اسلامي و شهرسازي يکي از اموري که آن هم با الهام از تعاليم اسلام عزيز رعايت مي‌شود اشراف نداشتن منازل به يکديگر است اين اصل نيز در خانه‌سازي در حدّ امکان رعايتش مانع از مفاسد و موجب امنيت خاطر خانواده‌ها است.

6. مسئله تجملات بيهوده و اسراف و افراط در خانه‌سازي و تزيينات زايد بر حد و کاخ سازي بر اساس استکبار و استعلاء و برتري جوئي نيز در اسلام مورد نکوهش است مخصوصاً مظاهر سکونتي مسئولين و صاحبان مقامات رسمي هر چه ساده‌تر و بي‌پيرايه‌تر و متواضعتر باشد اسلامي‌تر است و به مدينه اسلام و شهر حضرت رسول صلي‌الله‌عليه‌وآله و کوفه علي عليهم السلام  نزديکتر است.

انتظار اين است که در شهرسازي جديد نقشه‌هائي که اساتيد محترم فن ميدهند در عين نوآوري، جامع سنتهاي اسلامي و سوابق هنري معماران بزرگ مسلمان باشد و مخصوصاً جايگاه مساجد را در نقشه‌ها، مکانهائي قرار دهند که در دسترس همگان و کنار خيابانهاي اصلي و ميادين شهر بگونه‌اي که شرافت آن بر همه اماکن ظاهر باشد

[ ] [ ] [ مهدی ]

خصوصيات معماري و سيماي شهر قم

 

سيماي شهر قم      

قم شهري است با مناظري شهري گسترده با افق باز و خط آسمان يکنواخت، عناصر شاخص تاثير گذار بر سيماي آن يکي مجموعه‌ي حرم مطهر حضرت فاطمه‌ي معصومه (سلام‌الله‌عليها) است که مهم‌ترين نشانه و مشخصه و نقطه‌ي عطفي در خط آسمان شهر محسوب مي‌گردد و ديگري رودخانه است که در حال حاضر خشک بوده و به محلي جهت پارک ماشين تبديل گشته است و چهره‌ي نامناسبي را در فضاهاي شهري اطراف حرم ايجاد نموده است. در حالي که در زمستان با حرکت آبي هر چند اندک، به عنصري جذاب و دلپذير براي شهر تبديل مي‌گردد.

به طور کلي منظر يکنواخت، آرام و خاکي رنگ شهر، زمينه‌ي مساعدي است که عناصر شاخص در چشم‌انداز وسيع شهر قم قابل رويت گردند.

 ويژگي معماري قديم شهر قم

هويت معماري بومي قم متکي به تک بناهاي ارزشمندي است که در هسته‌ي تاريخي شهر هنوز حضور دارند. اين شهر اگر چه فاقد يک بافت منسجم و تعريف شده‌ي معماري مي‌باشد، ولي به طور موردي داراي بناهاي شاخص و پر صلابت معماري است که از آن جمله مي‌توان به بازار قديم و عناصر واقع در آن مساجد، تيمچه‌ها و کاروان‌سراها، مدرسه‌ي جهانگيرخان، مدرسه‌ي غياثيه، مدرسه‌ي رضاييه و خانه‌هاي روحاني، يزدان‌پناه، توکلي، شاکري، حاجي‌باشي، زند و چند مورد ديگر اشاره نمود.

از آنجا که خانه‌هاي قديمي بهترين نمونه و مصاديق معماري بوده که ذوق سلايق و به طور کلي فرهنگ سکونتي و معماري جامعه را عرضه مي‌دارد. اين فضاها به عنوان عناصر کليدي شناسايي معماري بومي شهر قم انتخاب و مورد بررسي قرار گرفته است.

اصول حاکم بر معماري بومي اين شهر همانند ساير شهرهاي کويري از چند شاخصه‌ي اصلي پيروي مي‌نمايد که به طور خلاصه عبارتند از:

·         درون‌گرايي و محصوريت فضا

·         مقياس انساني

·         جهت گيري مناسب جغرافيايي

·         رابطه‌ي سلسله مراتبي بين فضاهاي باز، نيمه‌باز و بسته

·         استفاده از فضاي باز مرکزي (حياط مرکزي) به عنوان عنصر عملکردي و منظر سازي

·         سازگاري با اقليم گرم و خشک

  مقابله با گرما به عنوان مهم‌ترين ويژگي معماري بومي اين شهر مي‌تواند تلقي گردد، چرا که ساير ويژگي‌ها در واقع ما به ازاي کالبدي اين شاخصه‌ي محيطي است. نوع مصالح، تناسب سطوح پر و خالي، ابعاد نه چندان بزرگ فضاهاي باز، افزايش سطح سايه از طريق ابعاد مناسب و نسبتاً کوچک فضاي باز مرکزي (حياط) و استفاده از ايوان به خصوص در بخش‌هاي اصلي خانه، همه حکايت از نوعي معماري هوشمندانه در تقابل با گرما و تبديل محدوديت به امکان مي‌باشد.

• بررسي معماري قديمي اين شهر نشان مي‌دهد:

·         اندروني و بيروني در خانه‌ها که هنوز هم در خانه‌هاي جديد موسوم است.

·         اکثر خانه‌هاي قديمي داراي دو جبهه‌ي ساخته شده مي‌باشند.

·         جهت گيري بخش اصلي (شاه‌نشين) در غالب خانه‌ها رو به جنوب شرقي دارد که با جهت گيري بهينه‌ي اقليمي هم‌خواني دارد.

·         اکثر خانه‌ها داراي ايوان رو به جنوب‌غربي مي‌باشند.

·         با توجه به اقليم گرما و خشک شهر قم، حياط يا فضاي باز، عنصر اصلي ارتباط دهنده‌ي بخش‌هاي مختلف ساختمان، تنفس گاه و عنصر منظر ساز خانه مي‌باشد که مي‌تواند در فضاهاي شهري نيز از اين رابطه استفاده نمود و به تباين فضايي رسيد.

·         شرايط اقليمي و سايه -آفتاب،‌ با توجه به ابعاد حياط و کاشت درختان، کنترل شده مي‌باشد و تعادل به دست آمده حاکي از افزايش سطح سايه در فضاي زيستي است. ابعاد نسبتاً کوچک حياط و وجود سايبان در معابر و ايوان در خانه‌ها، ناشي از اين ويژگي است.

·         ورودي‌ها عنصر بسيار شاخص بناها با آجرکاري مي‌باشند که در فضاي بيرون نمود پيدا مي‌کنند.

·         نما سازي و ترئينات، عمدتاً در جداره‌هاي داخلي بناها مطرح بوده و سادگي ويژگي اصلي بنا در منظر خارجي آن است.

·         از ترکيب حجمي در سطوح بام و ايجاد فرم‌ها و احجام شاخص در منظر شهري و در ارتباط با تک بناها مثل مساجد، امام‌زاده‌ها و بازار و غيره استفاده مي‌گردد.

·         از مصالح همگن به ويژه آجر، کاه‌گل در نماي بيروني استفاده مي‌گردد.

·         رنگ غالب در فضاي شهري، خاکي رنگ است که در ترکيب با سبزي پوشش گياهي تضاد زيبايي خلق مي‌گردد.

·         شاخص بودن عناصر عمومي در خط آسمان يکنواخت و کوتاه شهري.

·         وجود برخي عناصر معماري سنتي در خاطر جمعي مردم شهر مثل بادگيرها.

·         استفاده‌ي غالب از فرم مستطيل‌ در روزن‌هاي ساختمان.

·         استفاده از فرم قوسي شکل در دهانه‌ي ايوان و ساباط‌ها.

·         قاب کردن نماهاي داخلي و خارجي.

·         استفاده‌ي غالب از آجر و کاه‌گل قاب شده در نماي خارجي.

·         استفاده‌ي غالب از آجر، گچ و چوب در نما سازي داخلي.

·         استفاده از سنگ، (حجاري شده) در ازاره و ستون‌ها.

·         استفاده از دست‌اندازهاي آجري متخلخل در لبه‌هاي بام.

موارد فوق در واقع فهرستي از راهبردهاي طراحي است که مي‌تواند در ساخت و سازهاي جديد مورد توجه قرار گرفته و جهت ارتقاي کيفي معماري و تداوم بخشيدن به فرهنگ معماري بومي، به عنوان اصول کاربردي طراحي مورد استفاده قرار گيرد.

روح کلي اين معماري و آن چه معماري قم را به معماري ساير شهرهاي کويري پيوند مي‌دهد، در چند مفهوم اصلي خلاصه مي‌شود:

·         ايجاد ريتم، به کمک تکرار موزون عناصر.

·         ايجاد هماهنگي، از طريق استفاده از عناصر و جنسيت‌هاي هم سان.

·         ايجاد وحدت به کمک تقارن.

که هر سه مورد ياد شده در هندسه‌ي تعريف شده و منظم اقليمي شکل مي‌گيرند.

ويژگي معماري معاصر شهر قم

در معماري معاصر قم، متاسفانه نشان چنداني از آن معماري هوشمندانه به چشم نمي‌خورد، مگر در برخي موارد محدود، معماري جديد، حکايت از نوعي سوداگري دارد که آسايش و زيبايي،‌ هدف نهايي آن محسوب نمي‌گردد، بلکه سرمايه و سلايق و ضرورت‌هاي سرمايه‌داري، محور اصلي تمامي تصميم‌گيري‌ها است. در معماري معاصر قم، دور شدن از هويت اصيل معماري با نزديک شدن به معماري بي‌هويت و بي‌مکان ابر شهرهايي هم چون تهران تجلي مي‌يابد. در اين چارچوب است که برخي عناصر معماري هم چون نماهاي (شيشه‌اي) آن هم در معماري گرم و خشک قم، بدون آن که توجيه معماري، اقليمي و حتي اقتصادي داشته باشد. به عنوان ارزش معماري تلقي گشته و سيماي فعلي شهر مذهبي را در دل کوير مي‌سازد.

 

 

 

[ ] [ ] [ مهدی ]

[ ] [ ] [ مهدی ]
قسمت اول

شکل گیری شالوده شهر اسلامی قم

بنا به گفته‌هاي تاريخ قم، شهر اسلامي قم از تجميع شش ديه پديد آمده و پس از مدتي که اراضي اين دهات به زير پوشش ساختمان‌ها رفت، به وسيله‌ي بارويي نسبتاً مستدير محصور گرديد. بيرون بارو و بخش‌هايي از درون باروي شهر پوشيده از باغات بود. ديه ممجان در مرکز شهر قرار داشت به همين جهت مولف تاريخ قم آن را نفس شهر قم مي‌خواند. از مواضع اين ديه يکي قلعه‌ي جلنبادان در کنار رودخانه بود .... جلنبادان چنان چه مشاهده مي‌شود موضع حصنست که دزيل مي‌گويند: مسلمانان اولين مسجد را در محل آتشکده آن ساختند. ديگر سورن‌آباد، که خود دهي منفرد بود. سواي اين سه موضع که جمعاً ممجان خوانده مي‌شد، دهکده‌ي مالون در جنوب‌شرقي ممجان نيز جزو شهر شد. تمام اراضي ممجان و مالون و جلنبادان قبضه‌ي بلده‌ي قم گشتند تا بعضي از صحاري قزدان و سگن و جمر و کميدان. از اين گفته معلوم مي‌شود که محل دهات قزدان و سگن و جمر داخل شهر واقع نشده‌اند، بلکه قسمتي از اراضي آنها به زير پوشش شهر رفته است. علاوه بر اين نقاط و محله‌هاي ديگر شهر عبارت بودند از وسون، جعفرآباد، لاسو و ساروا که هر يک چندين کوچه و محل تشکيل يافته بودند. از محل‌هاي ديگر شهر قديم سروز و ديگري سروزار بوده است که سروزار محل تقسيم آب در داخل شهر بوده است. اين محل شهر را به دو بخش تقسيم مي‌کرد، يکي بالاي شهر که همان سروزار خوانده مي‌شد و بخش ديگر را پايين شهر مي‌خواندند. بعضي محلات که آب از محلات سروزار به آن جاري مي‌شد، پايين شهر و زير شهر می خواندند و  هر يک از محلات سروزار و زير شهر را کوچه‌هاي عليحده باشد که هر يک به اسمي خاص خوانده مي‌شود. امروزه محله‌ي مسجد جامع و دروازه ري را پايين شهر مي‌نامند و محله‌ي موسويان در دوره‌ي قاجاريه ميان شهر مشهور بوده و محله‌هاي عشقعلي و تکيه سيدحسن در قديم بالاي شهر بوده‌اند.ترديدي نيست که سروزار همان جاست که اکنون به سر بازار شهرت دارد و در نزديک ميدان کهنه قرار گرفته است. اين نامگذاري‌هاي محلات به اضافه‌ي نام محل‌هاي قديمي دروازه‌هاي شهر و اماکن مقدسه و مقاديري که از قرون نخستين در داخل بافت قديمي شهر هستند، علاوه بر اينکه گوياي ثبات موضع نخستين شهر اسلامي قم در عين حال اين گمان را نيز تقويت مي‌کند که سازمان محله‌بندي شهر را نيز از ابتدا تا کنون ثابت باقي مانده است. اين فرض به کمک اين اصل تاييد مي‌شود که توده‌ي ساختمان فيزيکي شهرها بنا بر الزامات ساختماني و معماري در برابر تحولات آرام تاريخي به سختي پايداري مي‌کنند و کالبد و بافت شهرها به آساني عملکرد دروني آنها تغيير شکل نمي‌دهند. مويد اين اصل، موجوديت بافت‌هاي تاريخي اغلب شهرهاي ايران است که بر اثر مرور زمان پوسيده، ولي پا برجا مانده‌اند. گويي مافوق زمان و شرايط به زندگي خود ادامه مي‌دهند. البته عامل اصلي ماندگاري آنها ثبات در شيوه‌ي زندگي و عوامل فرهنگي و اقليمي و به ويژه عدم تحول در تکنولوژي ارتباطات بوده است. بنابراين چنين به نظر مي‌رسد شالوده‌ي محله‌هاي بافت قديمي شهر قم، که در دوره‌ي قاجاريه نيز وجود داشته‌اند صرف نظر از تحولات دروني، کم و بيش همان محلات قرون نخستين هجري مي‌باشد. براي اثبات اين فرضيه، سازمان‌بندي محله‌ها و نحوه‌ي تشکيل آنها را بررسي مي‌کنيم

چگونگی تشکيل محلات شهر قديم قم





شهر قم به واسطه‌ي موقعيت جغرافيايي‌اش در مرکز ايران از باستان تا کنون محل تلاقي و عبور جاده‌هاي سراسري کشور بوده است. در قرون نخستين اسلامي اين جاده‌ها اهميت بيشتري يافتند و شهر جديد در محل تلاقي اين راه‌ها تشکيل گرديد. شرحي که مولف تاريخ قم درباره‌ي راه‌ها و دروازه‌هاي قم به دست مي‌دهد، حاکي از عبور اين جاده از متن شهر مي‌باشد.

عمده‌ي اين راه‌ها عبارت بودند از جاده‌ي خراسان از طريق دروازه‌ ري، جاده‌ي ساوه و همدان از طريق دروازه‌ بکجه، جاده‌ي کاشان و اصفهان از طريق دروازه کاشان، جاده‌ي عراق از طريق دروازه نصربن‌عامر يا دروازه‌ي بريد. علاوه بر اينها جاده‌هايي نيز از شهر به دژها،‌ ديه‌ها و مزارع اطراف مي‌رفته است مانند جاده‌ي جبال (کوهستان)، از طريق دروازه‌اي به همين نام که در قرون نخستين مشهور به باب حسن‌بن‌علي‌بن‌آدم‌اشعري بوده است. جاده‌ي سراجه از طريق دروازه تلقجار، جاده‌ي گمر از باب جمر، جاده‌ي ميان‌رود از طريق دروازه مالون، راهي که به آسياي متجه در کنار نهر فرابه. از طريق درب نوآباد مي‌رفته است. محتملاً اين دروازه همان دروازه قلعه‌ي امروزي است. جاده‌ي مزديجان (طغرود) از همان دروازه بکجه که راه ساوه بوده است. جاده‌ي سواران (ياسوران) که به اراضي و دهات ابرشتيجان منتهي مي‌گرديده است و محتملاً از جاده‌ي رمله (ريکستان) و از طريق دروازه دروازه و پل عبدويه داخل شهر مي‌شده است. مي‌توان حدس زد که شهر اسلامي قم از طريق دروازه باب شهرستان به دژ باستاني شهرستان مي‌يافته است.

بيشتر اين جاده‌ها فعلاً در زير ساختما‌ن‌هاي شهر قرار گرفته‌اند و به جاي برخي از آنها راه‌هاي جديدي احداث شده است. آثار بسياري از اين راه‌ها هنوز در متن بافت قديمي باقي است و بعضي از آنها مانند جاده‌ي دروازه قلعه، کوهستان، سراجه و ري سابق امروزه هم مورد استفاده هستند. برخي از آنها تبديل به خيابان شده‌اند مانند جاده‌ي کاشان، ساوه (خيابان فعلي تهران)، جاده‌ي مزديجان (خيابان شاهزاده ابراهيم)، جاده‌ي سواران (خيابان نيروگاه)، جاده‌ي همدان که در آن روزگار از طريق سرداب مي‌رفته (اين جاده در حوالي شهر با خيابان فعلي اراک يکي بوده است)، جاده‌ي عراق که به احتمال قوي از مسير شارع قهيان (در اراضي شهرک آستانه) سالاريه مي‌گذشته و به خيابان فعلي اصفهان منتهي مي‌شده است.

مشاهده‌ي شبکه‌ي راه‌ها، گذرها و کوچه‌هاي درون بافت قديمي شهر، آثار و ردپاي بسياري از اين جاده‌ها را در متن شهر مشخص مي‌سازد و نشان مي‌دهد که اين جاده‌ها پس از عبور از دروازه‌هاي قديمي از معابر اصلي داخل شهر عبور مي‌کرده و به مرکز قديمي شهر يعني ميدان کهنه که در قرون قبل آن را وسط شهر مي‌خواندند، منتهي مي‌شده‌اند. برخي از اين معابر پس از عبور از کوچه‌ي لب‌چال و بازار کهنه،‌ هسته‌ي قديمي شهر يعني محله‌ي لب‌چال را دور مي‌زدند و به ميدان کهنه متصل مي‌شدند.

از بررسي راه‌ها و گذرهاي بافت قديمي شهر قم، علاوه بر مرکزيت محله‌ي لب‌چال و ميدان کهنه اين نکته نيز استنتاج مي‌گردد که به جزو محله‌ي آستانه و بخشي از محله‌ي سنگ‌بند (دولت‌خانه) در شرق و غرب بافت قديمي، همه‌ي محلات مسکوني شهر در راه‌هاي ارتباطي قم به شهرها و ديه و مزارع اطراف واقع شده‌اند. اين راه‌ها هر کدام گذر اصلي يکي از محلات قديمي شهر را تشکيل مي‌دهند. به طوري که مي‌توان به درستي گمان برد که اين گذرها محور تبلور و تشکل اين محلات بوده‌اند. چنين به نظر مي‌رسد که به تدريج خانه‌ها و ساير عناصر محله‌اي مانند مساجد، تکايا، ميدان‌ها، حمام و بازارچه‌ها در حول اين محورها تشکيل و توسعه يافته‌اند.

همچنین، محله‌ي عشقعلي در پيرامون جاده‌ي قديمي عراق و محله‌ي عربستان در امتداد همان جاده به ري تشکيل يافته‌اند و بدين ترتيب محله‌ي سيدان در مسير جاده جبال يا کوهستان، محله‌ي سنگ‌بند در حول جاده‌ي کاشان و اصفهان، محله‌ي چهارمردان در راهي که به قريه‌ي فرابه و در قرون بعد به قلعه مي‌رفته است. محله‌ي موسويان در اطراف جاده‌ي قديم سراجه، محله‌ي مسجد جامع در پيرامون راه، ري که از دروازه‌ ري به مرکز شهر و از آن طريق به دروازه کاشان متصل مي‌شده است. محله‌ي باغ‌پنبه نیز در مسير جاده‌اي که از مرکز شهر و از طريق دروازه سهلويه به کميدان و بالاخره به جاده‌ي ساوه متصل مي‌شده است، تشکيل يافته است. در ميان محله‌هاي قديمي شهر دو محله‌ از اين قاعده مستثني هستند، يکي محله‌ي آستانه و ديگري محله‌ي دولت‌خانه، علت وجودي اين دو محله با ساير محلات مسکوني بافت قديمي شهر کاملاً متفاوت است و از لحاظ زمان پيدايش نيز متاخر تر مي‌باشند.

[ ] [ ] [ مهدی ]
سخنانی زیبا در مورد معماری از بزرگان این هنر

والترگروپیوس: از قاشق غذاخوری تا شهر دامنه کار معمار را تعریف می‌کند.

اتیون لوییس بوله : معماری چیست؟ آیا معماری هنر ساخت‌و‌ساز است؟ یقینا خیر.

تادااو آندو : معماری باید کاملاً با اطراف هماهنگی داشته باشد.

فرانسیسکو میلیزیا : معماری هنر ساختن است.

تویوایتو : معماری پدیده شهری است. ر

مانتیسم‌ها : معماری هنر مستقل است.

فوتوریست‌ها : معماری تحت تأثیر جهان مکانیکی و تکنولوژی می‌باشد.

لوکوربوزیه : معماری غیر از نمایش ساخت و پاسخ دادن به نیاز‌ها است.

جان راسکین : معماری هنر مرتب کردن و تزیینات بنا‌های ساخته شده توسط بشر به هر مقصودی است به قسمی که در ساده‌ترین نگاه سلامت، نیرو و لذت بردن روح را میسر نماید.

اسنووا: ایدولوژی لادوفسکی درباره ساخت گرایی اینگونه معرفی شده بود که معماری باید ترکیب سه عامل روراستی فنی، امکان پذیری اقتصادی و بیان تجسمی باشد.

ل‌.بنه‌ووله: معماری مدرن از تغییرات فنی، اجتماعی و فرهنگی ناشی از انقلاب صنعتی، زاده شده.

کریستین نور برگ-شولتز: شاید به این نتیجه برسیم که صفت کمال معماری در گرو سه معیار اساسی است، نقش ساختمان، شکل و فنون.

هولاین: همه معمارند و همه چیز معماری است.

آدلف لوس: معماری چیزی نیست جز یادمان‌ها و مقبره‌ها.

لوکوربوزیه : معماری بازی احجام زیر نور است.

مدرنیست‌ها : معماری صنعت می‌باشد. ایزنمن : معماری امروز ما باید منعکس کننده شرایت ذهنی و زیستی ما باشد و آنچه که در معماری امروز ما مورد غفلت قرار گرفته بخشی از زندگی ما است.

والترگروپیوس : معماری هنر کاربردی است و در ارتباط نزدیک با سایر هنرها شکل می‌گیرد و نمونه بارز این تعریف مدرسه باوهاس می‌باشد.

آنتونیوگااودی : معماری بازگشت به طبیعت و زیست محیط است.

چارز جنکز : معماری از جنس واژه و حرف نیست و نمی‌توان در غالب الفاظ آنرا بیان کرد.

ویلیام موریس : معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشر را احاطه می کند و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم نمی توانیم از حیطه آن خارج شویم زیرا معماری عبارت از مجموعه تغیرات و تبدیلات مثبتی است که همامنگ با احتیاجات بشر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده ار آن مستثنی هستند.

فلوبرت : آرشیتکت‌ها همه احمق‌اند –پله‌ها را همیشه فراموش می‌کنند.

بهرام شیردل : معماری هنر نیست، معماری علم است و باید در خدمت جامعه باشد. سولیوان : معماری هنر ساده ای نیست که بتوان در بوجود آوردنش موفقیت نسبی کسب کرد، بلکه یک تجلی اجتماعی است.

ویتور ویوس : اولین شخصی که گفت معماری هنر است.

رابرت ونتوری : معماری تنها تکنیک و تکنولوژی نیست بلکه مسایل بسیار پیچیده و متضاد در ساختمان وجود دارد که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت.

آگوست پره : معماری زنده آن است که معرف صادق زمانه خود باشد.در همه قلمروهای ساخت آنرا می‌جوییم و از میان آنها کارهایی را برمی‌گزینیم که سخت از کاربری مورد انتظار تابعیت کرده ،با مصالح خردمندانه ساخته شده و با ترکیب متناسب عناصر ضروری به زیبایی دست‌یافته باشند

[ ] [ ] [ مهدی ]

Peter Eisenman

پیترآیزنمن

پيتر آيزنمن در ۱۱ اگوست سال ۱۹۳۲ در نيوارك، ايالت نيوجرسي به دنيا آمد.



ادامه مطلب
[ ] [ ] [ مهدی ]

Santiago calatrava

  کالاتراوا

  معمار اسپانيايي متولد(1951) والنسيا.در رشته هاي مهندسي عمران و معماري تحصيل كرده و استاد ساخت پلهاي معلق مي باشد.


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ مهدی ]

                        Mario Botta           

        ماریو بوتا            

                              

تولد در مندریسیو ،تیسینو (سوئیس)به سال 1943 از سال 1958 تا 1961 در رشته نقشه کشی محاسبات فنی ساختمان



ادامه مطلب
[ ] [ ] [ مهدی ]

[ ] [ ] [ مهدی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

وبلاگ معمارباشی جهت نوشتارهایی در مورد هنر معماری ایران و جهان و طراحی و مرمت شهری در ضمن عمران و شهرسازی نیزدر نظر گرفته شده است.
امکانات وب

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ